|
|
|
|
|
نشست شورای عمومی حوزه ی غرب در روز
سه شنبه 24 اردی بهشت ماه با حضور اعضای حوزه برگزار شد و در ابتدای جلسه مباحث
تشکیلاتی و گزارش عملکرد کمیته ها و شاخه های حوزه مطرح گردید در ادامه سرکارخانم دکتر کولایی با
موضوع تفسیر و تحلیل وضعیت سیاسی روز به ایراد سخنرانی پرداختند که در زیر به فراز هایی ازآن اشاره میشود . ما در
کشوری زندگی می کنیم که مثل بسیاری از کشورهای مشابه از بسیاری از تحولات بیرونی
اثر پذیر هستیم .تحولات بیرونی در قرن بیست ویکم در فضای جهانی شدن اثارش برما
بسیار گسترده و عمیق هست . مفهوم
استقلال در امروز با 30سال پیش که انقلاب شد بسیار تفاوت دارد؛ یعنی اینکه باید به
تحول مفاهیم توجه کنیم . کشور ما چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن، یک بازیگر فوق العاده اثر گذار درمنطقه بوده است ، یک بخشی از آن بر می گردد به بازی و نقشی که در سطح جامعه جهانی داشتیم و یک بخشی برمی گردد به روندی که در جامعه شکل گرفته و بهر حال تحولات جامعه ما را جهت داده است . ما به
گروه کشورهای در حال توسعه تعلق داریم. یعنی خصوصیاتی داریم که ما را به بقیه
کشورهای شبیه ما نزدیک می کند که این خیلی مهم است که مسائل خودرا ذیل مسائل این کشورها
بدانیم . فرق ما با دیگر جوامع این است که ما تجربه های بسیار ارزشمندی داریم که ازش استفاده نمی کنیم ، دلیل آن این است که نهادهای اجتماعی که امکان انتقال این تجربه ها را فراهم کنند را نداریم یعنی ایجاد نکردیم . از خواسته صحبت می کنیم ولی به لوازمش توجه نمی کنیم.
ما دلمان می خواهددموکراتیک باشیم به حقوق و آزادیهای شناخته شده مردم احترام گذاشته شود .مثل دانش آموز دوم راهنمایی که می خواهد فیزیکدان شود باید یک روند و مراحلی را طی کند . به نظر می رسدما درجامعه ایرانی به این روند انباشتی کمتر توجه می کنیم . ما فکر می کنیم همینقدر که خواستیم توانستیم . توانستن متاخر بر تهیه لوازمی است که باید فراهم شود. ![]() در علم
مدیریت مدیر موفق مدیری است که امکانات و محدودیتهایش را بشناسد و در رویکردی واقع
گرایانه آنها را به حساب آورد . این علم را وارد حوزه اجتماع بکنیم. تجربه چهار ساله به من ثابت کرده که ما درایران
با آرزوها زندگی می کنیم . آرزوها باید تبدیل به خواسته ها شود که قابلیت تحقق داشته
باشد .؟ دموکراتیزه
شدن ایران آرزویی دیرینه ایرانیها است ، که حداقل صد سال دروجه سیاسی برایش تلاش
می شود ؛ یک فرایندی چند وجهی است یعنی نمی توان به سیاست بدون توجه به اقتصاد
وفرهنگ پرداخت ، نمی توان سیاست را دموکراتیزه کرد بدون اینکه به دموکراتیزه کردن
فرهنگ و نهادهای بنیادی مثل خانوده پرداخت . طبیعی است که ما به یک مجموعه نیروهای
متعارض مواجه می شویم که ناشی از جوامع در حال گذار هست . ما جامعه ای هستیم که
قرنها باورهادر جان و فکر ما ریشه دوانده است . این باورها در جامعه وجود خارجی
دارد ، با صرف بیان خواسته ما ضرورتا تغییر نخواهد کرد ، این تغییر نیازمند مدیریت
وبرنامه ریزی هست وهدف ما درحزب همین است که چگونه می توانیم این پدیده را دستکاری
و تغییراتش را مدیریت کنیم . کار کرد یک حزب در جامعه تغییر آن جامعه با برنامه ای
مشخص ولی نه فقط در حوزه سیاست ؛ انتخابات ، معرفی کاندیداها ، بلکه برای اینکه
نیروهای در واقه نمونه و الگویی را دریک ساختار و یک تشکیلات نمونه و الگو عرضه
کند و این موفقیت را درجامعه تسری دهد . این پدیده
یک پدیده ارگانیک زنده ای هست که قواعد خاص تغییراتی خود را دارد.؟ مدیریت در
جامعه ما از زمان امیر کبیر در دست مهندسین هست . مهندسین و پزشکان با نیت خیر
وارد حوزه سیاست می شودن اما ایا صرفا نیت خیر کافی هست .یا ما نیازمند اطلاعات
هستیم .؟ علت اینکه در جامعه ایران حماسه سازی می شود بخشی از آن بر می گردد به اینکه جامعه را خوب نمی شناسیم . مردم ایران در تاریخ طولانی استبداد عادت کرده اند خودشان را بگونه ای وفق دهند که حکومت می پسندد و در زمان مناسب روی دیگر خودشان را نشان می دهند و این است که همیشه حکومتها را گول زده است .حماسه هایی که نشان می دهد ما قدرت پیش بینی نداریم . ![]() باورم این
است چامعه محتضر ایرانی 150 سال با مشکل
عدم توجه به علوم انسانی و اجتماعی روبرو هست و نپذیرفتیم که علوم انسانی و
اجتماعی علم اند . جامعه پویایی خود و قاعده خودرا دارد ولی ما درایران دائم تجربی
عمل می کنیم . روند در علوم انسانی مشخص است که اگر این حوادث اتفاق بیافتد نتیجه
اش این است یک انتخاب بهترین پیش رو نیست ولی ما باورمانم نمی شود تا ببینیم ولمس
کنیم . علت
آن نبودنهادی است که انتقال تجربه را به عهده بگیردونیز نبود نخبگانی که این ها را
مورد ارزیابی و نقد قرار بدهند؛ سره را از ناسره تشخیص دهند واشتباه را
تکرارنکنند. هیچ معجزه
ای قرا رنیست اتفاق بیافتد . هیچ فردی نیست که بیاید و یکباره شرایط م را تغییر و
بهبود دهد .. علت آن
این است که نه نهاد مدنی و نه فرهنگ مدنی وجود دارد و نه بخش خصوصی قدرتمندی که
این نهاده ار از جانب مردم بخواهد حمایت کند. ( لازم به
ذکر است که کلیت سخنرانی پس از پیاده سازی و تنقیح در همین جا در اختیار علاقمندان
گذاشته خواهد شد) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 13:33 توسط کمیته اطلاع رسانی حوزه غرب تهران
|
|
||